تبليغاتX
آتش کده
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
آهای آقای نویسنده یا با اجازه سه چراغ قرمز!
گاهی تصویر فراخ است. فرو می رود در آن چه باطن می نامیمش و بعد یک باور!
امان از تصویر پستی که وجدان شود و فیلتر  باطن معیوب باشد  و  بعد یک باور؟


   خورشید داستان عجله ای برای غروب کردن ندارد .می ماند حکایت اسب هاتان ...  باور اسب هایی که سفید رنگ شده اند،  باور  سوارانی که فرصت ندارند تا بفهمند این را!

تنگنای فلسفی؟

کدام را می گفتم؟ اسب ها را یا سواران را؟ تنگناها را ...

   یک جای داستان، اسب ها سوارانشان را زمین زده اند. می ماند حکایت قهرمان هاتان ... باور قهرمانانی که نای ایستادن ندارند دیگر، باور لشکریانی که فولکلورها را فراموش کرده اند!

تنگنای فلسفی؟

کدام را می گفتم؟ قهرمان ها را یا فولکلورها را؟ تنگناها را ...

   اگر خورشید مهربان تر می بود و کسی سفیدها را می فهمید و سواری زمین نمی خورد و فولکلوری فراموش نمی شد، می ماند حکایت باورها!

کدام را می گفتم؟ باورها را یا تنگناها را؟ اگرها را ...
|+ خط زد بی رد در نوزدهم اردیبهشت 1387
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar