تبليغاتX
آتش کده
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
دریا بودن یا انگشتوانه بودن؟
روی سوم سکه یا نظریه عدم قطعیت؟ سه پنج دو یا آنتروپی مولکولی؟ طالع نحس یا تفکیک شناسه ها؟

همت چاره ساز یا درمان درد مشترک؟ نسکافه ی وارداتی یا دریای سرخ از خون؟ جایزه ی نوبل صلح یا سکوت معنادار؟

تعلق خاطر یا توهم باطل؟ سلاخی لحظه یا خست زیرکانه؟ عشق بی کرانه یا عادت زخمی؟

شاهکار خدا یا عروسک خیمه شب بازی؟ شمع هر مجلس یا تارک هر دنیا؟ " چشم دوختن به خالی های جاودانه" یا " آن چه استاد ازل گفت بگو می گویم " ؟ 

.

.

.

بوی عیدی یا رنگ سفره ی بی نان؟ ... مساله شاید این باشد!


پ.ن: " عطش ... دغدغه ...عشق ... جدایی ... غربت ... بیگانگی از خویش ... همه یعنی "خودآگاهی"! آن چه در آبادی ها از آدم می گیرندُ در کویر می توان به دست آورد. کویر "خودآگاهی هبوط" است ... هبوط آدمی از بهشت بی دردی دنیا " ... نیستم!

|+ خط زد بی رد در بیست و چهارم اسفند 1386
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar