تبليغاتX
.: سرگیجه :.

   آدم ها اتفاق می افتند. آدم ها دیر یا زود اتفاق می افتند. کم یا زیاد. دور یا نزدیک. بی صدا یا باصدا. آدم ها چشمشان قفل به دهان راوی نیست تا کسب تکلیف کنند و بفهمند کی باید اتفاق بیفتند یا کجا یا چرا یا چگونه؟ به تعداد آدم ها راه هست برای اتفاق افتادن! آدم ها روزی جائی نفس نفس زنان از دویدن می ایستند، پشت سرشان را نگاه می کنند، روبرو را، چشم هاشان را می بندند ثانیه ای و اتفاق می افتند. به همین سادگی. هرکسی برای خودش. راوی گزارش می دهد به دانای کل. دانای کل می خندد. راوی می خندد. آدم ها هم.